Header

دریابم

آمده ام خسته به مهمانیت
از همه کندم که همه فانی اند
تشنه خودم روی خودم آب بست
بر سرِ این سفره مرا آب هست
لب به غذایی نزدم قاضیم
هر چه تو نانم بدهی راضیم
قصه میان من و تو فرق داشت
با آنکه برا خیرالعمل شرط داشت
بنده ای خانه خرابم تو مرا دریابم
دیده بودم که تو پس می نزنی در خوابم
تکیه بر هر که زدم خالی و چون دیوار ریخت
تو ولی اما اگر شاید نداری جنس تو دیوار نیست

همچنین ممکن است دوست داشته باشید...

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *