Header

باز آمدم

باز آمدم باز آمدم از پیش آن یار آمدم
در من نگر در من نگر بحر دو غمخوار آمدم

شاد آمدم شاد آمدم از جمله آزاد آمدم
چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم

آنجا روم آنجا روم بالا بدم بالا روم
بازم رهان بازم رهان کین جا به زنهار آمدم

من مرغ لاهوتی بودم دیدی که ناسوتی شدم
دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم

من نور پاکم ای پسر نه مشت خاکم
مختصر آخر صدف من نیستم من در شهوار آمدم

ما را به چشم سر نبین ما را به چشم سر ببین
آنجا بیا ما را ببین کان جا سبک بار آمدم

از چار مادر برترم و ز هفت آبا نیز هم
من گوهر کاری بدم کین جا به دیدار آمدم

یارم به بازار آمدست چالاک و هوشیار آمدست
ور نه به بازارم چکار وی را طلبکار آمدم

آنجا روم آنجا روم بالا بدم بالا روم
بازم رهان بازم رهان کین جا به زنهار آمدم

من مرغ لاهوتی بودم دیدی که ناسوتی شدم
دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم

همچنین ممکن است دوست داشته باشید...

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *