Header

تو خودم میسوزم

زندگیم گوشه ی رینگ زیر مشت و لگده اون طرف به رویاهام یه کسی چاقو زده
وقتی که گفتی بهم هیچ وقت پی م نگرد انگاری دنیامو یکی تو آب خفه کرد

سر که برگردوندی آرزومو کُشتی زندگیمو بردی با یه کوله پُشتی
فاصله م تا مُردن بسته به دوریته من یه پمپ بنزین رفتنت کبریته

تو خودم میسوزم وقتی نیستی پیشم یه گالُن تنهایی وسط آتیشم
تو خودم میسوزم وقتی نیستی پیشم یه گالُن تنهایی وسط آتیشم

من یه آیینه ام که گیرِ شب افتادم یه زمین لرزه م که هی عقب افتادم
یه حنا بندونم اما زیر آوار یه دُکُون سوخته وسطایه بازار

من سکانسه مُردن ته یه تیتراژم لاشه ای اوراقی ته یه گاراژم
حال و روزم خوش نیست نفسام بی جونه کاش یکی پیدا شه تو رو برگردونه

تو خودم میسوزم وقتی نیستی پیشم یه گالُن تنهایی وسط آتیشم
تو خودم میسوزم وقتی نیستی پیشم یه گالُن تنهایی وسط آتیشم

همچنین ممکن است دوست داشته باشید...

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *